تعاون یعنی همکاری

هدف از ایجاد این وبلاگ معرفی تعاون و نقش آن در اقتصاد کشور ها می باشد. خواهشمند است ما را از نظرات سازنده خود محروم نسازید-کپی برداری از مطالب وبلاگ با ذکر منبع آزاد است
 
پیشینه تعاونیها
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : محسن خواجه محمدی

تعاونیها به عنوان بنگاههای اقتصادی و نیز سازمانهای خودیار، نقش مهمی را در بهبود و ارتقاء شرایط اعضای خود و نیز اجتماعات محلی دارند.
طی سالیان گذشته، تعاونیها به عنوان بنگاههای محلی و مردم


پیشینه تعاونیها 
مترجم: حمیدرضا فرشیدورد


تعاونیها به عنوان بنگاههای اقتصادی و نیز سازمانهای خودیار، نقش مهمی را در بهبود و ارتقاء شرایط اعضای خود و نیز اجتماعات محلی دارند.
طی سالیان گذشته، تعاونیها به عنوان بنگاههای محلی و مردم محور عملکرد موفقی را داشته و در عین حال هم به عنوان کاتالیست و هم به عنوان متحد کننده برای سازمانهای اجتماعی، خدماتی را ارائه داده اند.
با توجه به تمرکزتعاونیها برروی اعضاء و اجتماعات خودی ، این بنگاهها ،ارائه دهنده مدلی از بنگاههای اقتصادی هستند که بیشترین توجه را به آزادی و ارزشهای انسانی و نیز محیط اطراف دارند.
همانطور که دنیای امروز شاهد بی ثباتی در سیستم های مالی ، افزایش بی ثباتی در عرضه مواد غذائی ،افزایش نابرابری در تمامی کشورها ،تغییرات شدید آب و هوا و افزایش تخریب محیط می باشد، توجه به مدل بنگاههای اقتصادی که تعاونیها می توانند ارائه دهند، اهمیت خاصی دارد. 
بخش تعاون خصوصاً در کشورههای در حال توسعه ، خود را به عنوان عامل مهمی نمایان ساخته که می تواند در دستیابی به اهداف توسعه هزاره تا سال 2015 نقش موثری داشته باشد.
بحرانهای مالی حال حاضر جهان ، که مشخصه های آن وجود بانکهای خصوصی با مالکیت فردی بوده است ، اهمیت سیستم بانکداری تعاونی با مالکیت مشتریان را، بیش از پیش روشن ساخته است.
بانکهای تعاونی در غالب اتحادیه های اعتباری ،تعاونیهای مسکن و بانکهای تعاونی ،بواسطه تمرکز برروی نیازاعضاء ، با احتیاط عمل کرده و از ریسکهای بالائی که معمولاً موسسات مالی جهانی در گیر آنها هستند پرهیز می نمایند.
همانطور که بانکهای تعاونی به فعالیتهای خود در زمینه اعطای وام به مراجعین ادامه داده و از اعتماد و یقین اعضاء و سپرده گذاران بهره میبرند، اما نقش حیاتی آنها زمانی بیشتر پدیدار می شود که مصرف کنندگان و کار آفرینان با شرایط سخت اعتباری روبرو می شوند.
حدود 49000 تعاونی اعتباری در سراسر جهان وجود دارند که به 177 میلیون نفر از اعضاء خود در 96 کشور جهان خدمات ارائه می کنند. این امر زیر نظر شورای جهانی اتحادیه های اعتباری و علیرغم بحرانهای مالی حال حاضر صورت می گیرد.

حتی بانکهای تعاونی خیلی بزرگ مثل "رابو بانک " که بزرگترین بانک کشاورزی دنیاست نمونه ای از بانک تعاونی است که علیرغم بحرانهای جهانی به فعالیت خود ادامه می دهد.
 در شناسائی مشکلات مربوط به بی ثباتیهای غذائی ،بنگاههای تعاونی کمک کننده هستند.
بنا بر تخمینهای بانک جهانی تقاضا برای مواد غذائی تا سال 2030 دو برابر خواهد شد و دلیل آن افزایش 2 میلیاردی جمعیت جهان تا این سال است.
کشورهای در حال توسعه ،نیاز مبرمی به افزایش تولید مواد غذائی دارند،چرا که براساس گزارش بانک جهانی ،اقتصاد روستائی در این گروه از کشورها بطور جدی نادیده گرفته شده و پس رفت داشته است .
یکی از راهکارهای برون رفت از این مشکل ، تشویق کشاورزان به عضویت در تعاونیهای کشاورزی و یا فروش است ، این تعاونیها در فرآیندهای تولید ،فرآوری و فروش محصولات کشاورزی فعالیت داشته و کشاورزان از این طریق می توانند به بازار دسترسی داشته باشند.
تعاونیهای کشاورزی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه رو به افزایش هستند. به عنوان مثال کشور هندوستان دارای 100 هزار تعاونی لبنی است که روزانه 5/16 میلیون لیتر شیر را از 12 میلیون کشاورز جمع آوری کرده و از این طریق نقش بسیار مهمی را در عرضه مواد غذائی ایفا می کنند.
اما با تمام این وجود می توان گفت که تعاونیهای کشاورزی همچنان از تمامی توانمندیهای بالقوه خود استفاده نمیکنند و در این زمینه نیازمند حمایتهای مالی و فنی می باشند.
تعاونیها بواسطه خصوصیات خود می توانند در دستیابی به اهداف توسعه ترسیم شده برای سال 2015 مشارکت داشته باشند، چرا که تعاونیها به عنوان موسسات اقتصادی می توانند فرصتهائی را برای افراد کم بضاعت جهت افزایش درآمد خود فرآهم سازند واز آنجا که در این نوع از موسسات اقتصادی آزادی برابری برای هر فرد بواسطه داشتن یک رای وجود دارد ، این امکان فرآهم می شود تا افراد بتوانند راه حل مشکلات را خودشان پیدا کنند.و ازآنجا که این موسسات کمک می کنند تا ریسکها در سطح خود بنگاه باقی مانده و تضمینهای نسبی را برای آنها فرآهم میسازند، باعث افزایش ضریب امنیت میشوند. 
  در ادامه شواهد متعددی وجود دارد مبنی براینکه تعاونیها چه بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم در دستیابی به اهداف توسعه هزاره مشارکت دارند.مثل ارائه تحصیلات مقدماتی برای کودکان ، برابری جنسیت ، کاهش مرگ ومیر کودکان و غیره.
 تعاونیها همچنین مدل اقتصادیی را برای بسیاری از کشورهای جهان که درگیر مسائلی همچون استثمار افراد بواسطه نداشتن توانمندیها،عدم دسترسی مساوی افراد به فرصتها،و نیز نابرابریهای اقتصادی هستند، ارائه میکنند.
یکی از تاثیرات اجتناب ناپذیر جهانی شدن گسترش اقتصاد نامنظم و غیر رسمی است ، از این رو نیروی کار بخش غیر رسمی ، اقدام به ایجاد تعاونیهای خدمات مشارکتی کرده اند تا از این طریق به ایجاد خود اشتغالی کمک کرده باشند.  
در مناطق روستائی، تعاونیهای اعتباری و سپرده گذاری ، خدمات بانکی را به گروهها و افرادی ارائه می دهند که در بسیاری از مناطق از این خدمات محرومند.
  تعاونیهای اعتباری علاوه براینکه نقش بسزائی در ایجاد مشاغل کوچک دارند می توانند برروی پیش بینی های بانک جهانی در مورد بحران مالی نیز تاثیرگذار باشد چرا که این تعاونیها به اشکال مختلف به افراد فقیر جامعه دسترسی دارند.
تعاونی چیست و حجم بخش تعاون چقدر است؟
تعاونیها،بنگاههای کسب و کار با مالکیت اعضاء هستند. ساده ترین راه برای فهم این تعریف آن است که این بنگاهها توان رقابتی یا همان توان بازار افراد را متحد میکنند ، کاری که افراد به تنهائی نمی توانند انجام دهند،و از این طریق راه را برای مبارزه با فقر و ناتوانمندی فرآهم می سازند.اتحادیه بین المللی تعاون (یعنی نماینده تعاونیهای جهان ) تعاونی را به شرح ذیل تعریف می نماید:
مجموعه ای از افراد مستقل که بطور داوطلبانه با یکدیگر متحد شده اند تا نیازهای مشترک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را از طریق ایجاد بنگاهی مشترک برآورده سازند، که این بنگاه بصورت دموکراتیک اداره می شود.  
 بر اساس این تعریف اتحادیه بین المللی تعاون قواعد و دستورالعملهای هفتگانه تعاونیها را به شرح ذیل بیان می دارد:
- عضویت آزاد و داوطلبانه 
- کنترل دموکراتیک اعضاء
- مشارکت اقتصادی اعضاء
- استقلال و عدم وابستگی
- آموزش
- کارآموزی و اطلاعات
- همکاری بین تعاونیها
- توجه به جامعه
از بین دستورالعملهای ذکر شده ، چهار دستورالعمل نخست بسایر مهم بوده و در واقع هر تعاونی بدون داشتن این شرایط هویت تعاونی نخواهد داشت.
این شروط تضمین کننده مالکیت اعضاء،کنترل آنها و نیز منافع آنها از بنگاه است.شرط آموزش ، به واقع شرطی است که تضمین کننده عضویت موثر بوده و از این رو پیش نیازی برای کنترل دموکراتیک است ، درحالیکه همکاری بین تعاونیها، بواقع نوعی استراتژی تجاری است که بدون آن تعاونی فاقد ارزش اقتصادی است .
شرط آخر مربوط است به جامعه، و مسئولیت تعاونی در قبال جامعه ، یا به عبارت اتحادیه بین المللی تعاون :جلوگیری از فقر و حفظ محیط زیست.
تعاونیهای سراسر جهان دارای 800 میلیون عضو از 100 کشور جهان می باشند که تحت عضویت اتحادیه بین المللی تعاون قرار دارند. در کشورهای مختلف نسبت عضویت افراد در تعاونیها متفاوت است. به عنوان مثال در کشورهای فنلاند و سنگاپور از هر 2 نفر در جامعه 1 نفر عضو تعاونی است و درکشورهای کانادا،نیوزیلند ،هندوراس و نروژ این نسبت 3 به 1 است. اما این آمار در کشورهای آمریکا ،مالزی و آلمان متفاوت بوده و در این کشورها از هر 4 نفر در جامعه 1 نفر عضو تعاونی است.
بر اساس شاخص مشارکت خانوارها در تعاونیها ، آمارها حاکی از آن است که در کشور فنلاند از هر 2 خانوار یک خانوار عضو تعاونی است و این نسبت درژاپن به 1 است. براساس شاخص سهم تعاونی ها از GDP، تعاونیها در کشور کنیا سهمی 45% در صدی را دارا می باشند و این آماربرای کشور نیوزیلند تنها 22% درصد است .
شرکتهای تعاونی در کشورهای نروژ، نیوزیلند و آمریکا 80 الی 90 درصد تولید شیر را بر عهده دارند.این آمار برای محصولات دریای در کشور کره 71%، برای محصولات کشاورزی در کشور برزیل40%، برای سپرده گذاریها در کشور بولیوی 25%،برای بخش بهداشت و سلامت در کشور کلمبیا 24%، برای خرده فروشان در کشورسنگاپور 55% ،در کشور دانمارک 36% ، و در کشور مجارستان 14 در صد می باشد.
 در کل چنین برآورد میشود که تعاونیها در سراسر جهان بیش از 100 میلیون شغل ایجاد کرده اند.
 
 تعاونیها در کشورهای توسعه یافته 
در کشورهای تازه توسعه یافته ، تعاونیها این فرصت را داشته اند تا طی دو قرن گذشته به شیوه د لخواه خود و بدون دخالت دولت رشد کنند. گروه اول از این تعاونیها، مراکز بهداشتی "دوستانه ویا مشارکتی " بود ه اند که هدفشان ارائه خدمات بهداشتی و پیشگیری از مریضی ها بوده است.
هنوز هم در کشورهایی که دارای سیستم مشترک سرمایه گذاری دولتی و خصوصی هستند مثل فرانسه ،آلمان وهلند ، عضویت در مراکز اشتراکی سلامت ، هنوز هم یکی از راههای مهمی است که مردم می توانند به خدمات بهداشتی دسترسی داشته باشند. در کشور آمریکا برخی از بزرگترین تعاونیهای مصرف ، ارائه کننده خدمات بهداشتی می باشند. یکی از تعاونیهای منطقه شمال غربی اقیانوس آرام به بیش از 570000 عضو خود خدمات بهداشتی ارائه میکند.و در منطقه مرکزی تعاونی دیگری وجود دارد که دارای 630000 عضو می باشد. در کشور ژاپن نیز تعداد 120 تعاونی مصرف ، به بیش از 3 میلیون نفر خدمات بهداشتی ارائه می کنند.  
تعاونیهایی مصرفی که در سال 1840 و همراه با سیستم “Rochdale” در انگلستان ایجاد شدند ، امروزه در کشورههای ایتالیا ، سوئیس ، سنگاپور و ژاپن نقشی راهبردی را در بازار دارند.این نوع از تعاونیها همچنین درکشورهای اسکاندیناوی و کانادا نقش فعالی در بازار دارند.  
در کشور انگلستان که شاهد رقابت شدیدی در زنجیره مصرف کنندگان بوده است ،تعاونیهای مصرف جایگاه پنجم را در سهم بازار داشته و در بخش سوپرمارکتهای کوچک حضور برجسته ای داشته اند .
تعاونیهای مصرف، پیشینه خوبی در ایجاد اشتغال برای اعضاء، داشتن رابطه تجاری خوب با تولیدکنندگان در کشورهای در حال توسعه ،ایجاد استانداردهای صنعتی برای لیبل ها، و ترویج تغذیه سالم داشته اند .
تعاونیهای مسکن نیز نقش مهمی را در کشورهای توسعه یافته داشته اند. بسیاری از مسکن های ساخته شده در نیمه دوم قرن گذشته و در کشورهای نروژ و سوئد، از طریق تعا ونیهای مسکن انجام گرفته است.
تعاونیهای مسکن در آمریکا و در بین افراد پر درآمد و نیز بازنشستگان فرآگیر می باشند. این تعاونیها درمواقع ناکارائی بخشهای خصوصی و دولتی بسیار موثر نشان داده اند. به عنوان مثال در شهر نیو یورک تعداد 27000منزل مسکونی توسط مالکان خصوصی رها شده بودند ، که این منازل توسط تعاونیهای مسکن خریداری شدند و به منظور استفاده افراد کم درآمد بازسازی گردیدند.
یکی دیگر از حوزه های مهم بخش تعاون، ارائه خدمات شهری (آب،برق،گاز،تلفن،فاضلاب و غیره) است.
درآمریکا بیش از 1000 تعاونی ارائه دهنده 12% از برق مصرفی خانوارها ،خصوصاً در مناطق روستائی می باشند.
در کشور ولز ،ثابت شده است که خصوصی سازی عرضه آب، با نواقصی روبرو بوده و عمومیت چندانی ندارد از این رو این سرویس به بخش نیمه تعاونی سپرده شده است.
برخی از بزرگترین شرکتهای بیمه دنیا ، شرکتهای تعاونی هستند . فدراسیون مشترک بیمه و تعاون بین المللی ،دارای 184 عضو در قالب شرکتهای تعاونی بیمه از 70 کشور مختلف جهان است که سهمی 7 درصدی را در سطح جهان داراست.علت اصلی موفقیت این شرکتها ، زیربنا و اساس اصلی این شرکتها مبنی بر تقسیم ریسکها بین تعداد زیادی از افراد است که از این طریق نیازی به پرداخت هزینه به سرمایه گذاران بیرونی نبوده و ارائه خدمات بیمه با قیمت اصلی صورت می پذیرد.
اما به هر شکل ،اخیراً نواقصی در مدیریت بیمه های اشتراکی در انگلستان پدید آمده است که این بیمه ها را مجبور به جدا شدن کرده و دلیل آن تصمیم گیریهای ضعیف هیت رئیسه بوده است. در نتیجه دولت انگلستان مقررات جدیدی را برای بیمه های اشتراکی عمر تدوین کرده است.
در کشورهای توسعه یافته انواع دیگری از تعاونیها نیز وجود دارند. تعاونیهای خرده فروش (توزیعی )، که به مغازه داران کوچک ، اقلامی همچون خوار و بار ،سخت افزار و دارو ارائه میدهند و از این طریق به طور مستقیم با زنجیره عرظه کنندگان بزرگ رقابت میکنند.
تعاونیهای کارگری خصوصاً در منطقه "Emilia-Romagna “ کشور ایتالیا و منطقه باسک در کشوراسپانیا ارائه دهنده خدماتی مشترکی همچون خدمات بانکی ، آموزشهای فنی و توسعه تولید،به اعضای خود می باشند. 
تعاونیهای دیگری نیز در معرض ظهور هستند که خدمات فردی همچون مراقبتهای اجتماعی به افراد سالخورده و افراد معلول ارائه میدهند .
تعاونیهای کارگری نیز ثابت کرده اند که در حفظ مشاغل ، بواسطه خرید بنگاههای زیان ده ، توان قابل ملاحظه ای دارند .همانطور که در اروپای غربی و در سالهای 1970 و 1980 این اتفاق رخ داد .  
تعاونیهای دیگری وجود دارند که کارشان تولید مواد اولیه است، این تعاونیها جدای از ارائه مواد اولیه به کشاورزان و صیادان ، امور مربوط به بازاریابی و فرآوری محصولات را نیز برای آنها انجام می دهند.
این تعاونیها، شامل تعدادی از بزرگترین بنگاهها منجمله اجتماعات کشاورزان ،دامداران ، و نیز تعاونیهای اولیه می شوند که موفقیتهایشان باعث شده است تا نام آنها در فهرست اسامی 500 تعاونی برتر قرار گیرد.  
برخی دیگر از تعاونیها ، تعاونیهای کشاورزان خرد هستند که تلاش فراوانی را برای ادامه حیات در بازارمیکنند که در آن قیمتهای سوپر مارکتهای زنجیره ای کاهش یافته و یارانه های کشاورزان کم شده است.
درانگلستان، تعاونی وجود دارد که در 400 بازار و به عنوان نماینده 65 تعاونی در زمینه فروش فعالیت دارد و 12000 تعاونی تولیدی می توانند محصولات خود را از طریق این تعاونی مستقیماً به مصرف کنندگان عرضه کنند .
تغییرات جدیدی در توسعه تعاونیها ایجاد شده است، بطور مثال در آمریکا نسل جدیدی از تعاونیها ایجاد شده اند که اعضای آنها به میزانی که قصد ارائه محصول به تعاونیهای فرآوری را دارند در تعاونی خود سرمایه گذاری می کنند .بدین ترتیب سهامی ایجاد می شود که اعضا می توانند به میزان همان سهام محصولات خود را عرضه کنند و این سهام بر اساس ارزش بازار آن ، بین کشاورزان قابل معامله است.در مقابل کشاورزان از تعاونی خود ضمانتی دریافت میکنند مبنی براینکه تمامی ارزش حاصل از فرآوری، دومرتبه و با همان نسبتی که کشاورزان عرضه داشته اند ، به آنها بازگردانده شود.
چنین نوعی از تعاونیها که حدود 200 تعداد از آنها در آمریکا فعالیت دارند، به میزان قابل توجه ای درآمدهای کشاورزان را ارتقاء داده است و باعث بهبود اقتصاد مناطق داکوتای شمالی ، مینسوتا،و نیز ایالتهای اطراف شده است.  
 

فرصتها و تهدیدهای پیش روی تعاونیها در کشورهای توسعه یافته  
یکی از تهدیدهای بزرگ پیش روی بخش تعاون، عدم آگاهی دولت و مردم از توانمندیهای بالقوه این بخش است که این امر گاهاً به برداشت نادرست از فوائد این تعاونیها منتهی می شود . در اروپا به عنوان مثال ،هیأت حسابرسی بین المللی، سهم اعضای یک تعاونی را به عنوان بدهی مورد محاسبه قرار می دهد و نه به عنوان سهام و یا سرمایه آنها .این امر بدین معنی است که اعضای تعاونیها به عنوان طلبکاران تعاونی محسوب می شوند و نه صاحبان سهام .سازمانهای بین المللی مرتبط با تعاون ، مخالف چنین برداشتی از تعاونیها بوده و آنرا مغایر با ماهیت تعاونیها می دانند.
موضوع دیگرآن است که تعاونیهای بزرگی که سهم قابل ملاحضه ای از بازار را در اختیار قرار دارند ،به عنوان انحصار گر تلقی شوند.
به عنوان مثال ،کمیسیون رقابتی سوئیس توجه خاصی به 2 تعاونی بزرگ مصرف این کشور دارد ،چرا که این دو تعاونی حدود 50% از سهم بازار را در اختیار دارند اما این کمسیون از این موضوع غافل است که مصرف کنندگان در حقیقت همان مالکان این تعاونیها هستند. 
  در ادامه اینکه ، اخیراً تفرقه هائی بین تعاونیهای بیمه ایجاد شده است که منشأ آن کاهش روابط بین اعضاء و مدیریت و نیز رفتار خود خواهانه اعضاء هیاًت مدیره بوده است که از انتقادها خود را مصون داشته اند . 
متعاقب بحرانهای مالی اخیر در انگلستان ، مشکلاتی برای تعاونیهای مسکن اشتراکی پدید آمده و این شرکتها از یکدیگر منفک شده اند . در حالیکه تعاونیهای که با یکدیگر متحدبوده و مشترکاً فعالیت می کرده اند ، کمتر دچار مشکل بوده اند.
 

تعاونیها در اقتصادهای در حال انتقال و کشورهای در حال توسعه 

رشد تعاونیها در اقتصادهای در حال انتقال و کشورهای در حال توسعه در ابتدا با منازعات متعددی روبرو بوده است .
در کشورهای در حال انتقال ، به تعاونیها به دیده بنگاههای دولتی نگریسته می شد . با فروپاشی کمونیسم ، این تعاونیها نیز نابود شدند. در کشورهای در حال توسعه ،و بین سالهای 1950 الی 1960 تعاونیها تحت حفاظت دولتهای ملی گرا فعالیت میکردند و این دولتها به تعاونیها به عنوان ابزارهائی نگاه میکردند که از آنها به عنوان بنگاههای دولتی در اقتصاد کنترل شده و نیز سازمانهائی که دولت می توانست به مناطق روستائی دسترسی داشته باشد استفاده می شد. 
البته در این دوره تعاونیهای موفقی نیز وجود داشتند ، مثل تعاونی شکر و پنبه در هند ،تعاونیهای لبنی در هند و بنگلادش، تعاونیهای قهوه در تانزانیا و کنیا ، و تعاونیهای اعتباری در بسیاری از کشورهای دیگر.
با این وجود، پس از آزاد سازی بازار در سال 1990 و حذف حمایتهای دولت ، بسیاری از تعاونیهائی که از حمایتهای دولت برخوردار بودند ، نتوانستند با بخش خصوصی رقابت کرده و منحل شدند.
بعد از تمامی این تجارب ، تغیراتی پدید آمد، از جمله اینکه، در اقتصادهای در حال انتقال قوانین جدیدی وضع گردیده و مالکیت تعاونیهای قدیمی به اعضاء سپرده شد و تعاونیهای جدیدی نیز تاسیس گردید.
 مثلاً اینکه در کشورهای بوسنی و صربستان و در پاسخ به تقاضای بازار، تعاونیهای کشاورزی جدیدی تاسیس شدند.
اگر چه رشد تعاونیها در کشورهای در حال انتقال بسیار کند پیش می رود، اما این انتظار وجود دارد تا در بخشهائی نظیر اعتبار ،تولید و عرضه محصولات کشاورزی و حتی در بخش تازه احیاء شده مصرف نیز، تعاونیهائی تاسیس شوند.
  USAID فعالیت قابل توجه ای را در منطقه بالکان به منظور ارتقاء تعاونیها داشته است. کشورهای اروپای شرقی و مرکزی ،و نیز کشورهای تازه استقلال یافته،توان بالقوه ای را در ارتقاء تعاونیهای مستقل دارند.
  در کشورهای در حال توسعه ، تلاشهای بین المللی از مجامع ای همچون ICA,ILO و سازمان ملل ، نقشی اساسی را در شکل دهی تعاونیهای جدید و مستقل از دولتها داشته است.
  بیانیه اتحادیه بین المللی تعاون در مورد هویت و اصول تعاونیها ،راهکارهای سال 2001 سازمان ملل و نیز توصیه های شماره 193 سازمان جهانی کار در خصوص ارتقاء تعاونیها ،به عنوان اصولی راهبردی برای تاسیس تعاونیها و نیز کاهش نقش دولت ، و محدود کردن این نقش به ایجاد بستر مناسب برای تاسیس تعاونیها و نیز همسان سازی فعالیت تعاونیها با سایر مشاغل، نقش مهمی داشته است.
این راهکارها بیانگر مکانیزمی هستند که طبق آن دولتها می بایست هر چه زودتر نقش خود را در عملکرد داخلی تعاونیها محدود سازند .
بیانیه شماره 193 سازمان جهانی کار ، بر روی تقویت تعاونیها تاکید دارد تا از این طریق تعاونیها بتوانند در توسعه پایدار و ایجاد اشتغال نقش داشته باشند .
این بیانیه بر حذف کامل نقش دولت تاکید ندارد ، بلکه بیانگر ساختار سازمانی خاصی است تا در آن دولت هر چه ساده تر و موثر تر تعاونیها را به ثبت رسانده و همانند سایر بنگاهها به تنظیم آنها بپردازد و خدمات و حمایتهای متنوعی از جمله توسعه منابع انسانی ،دسترسی به اعتبار و حمایتهائی در خصوص بازار یابی به آنها ارائه دهد بدون آنکه در استقلال آنها دخالتی داشته باشد.  
بخش تعاون علیرغم همه مشکلات، دوران نوزائی خود را میگذراند.مطالعه ای که در مورد 11 کشور آفریقائی انجام شده است بیانگر آن است که حدود 7% از مردم آفریقا عضو تعاونیها هستند و حتی در کشورهایی مثل اوگاندا و رواندا که در آنها تعاونیهای بزرگ از بین رفته اند نیز میزان عضویت مردم در تعاونیها در حال گسترش است . بعنوان مثال در سال 1995 در کشور اوگاندا حدود 554 تعاونی فعالیت داشتند ، اما در حال حاضر این تعداد به حدود 7500می رسد.
تعاونیهای سپرده گذاری و اعتباری، منجمله بخش غیر سنتی مثل مسکن ، مصرف ، صنایع پنبه و صنایع عرق گیری در حال گسترش هستند ، .این تعاونیها ، برخواسته از تقاضا ،بازار محور و جدا شده از تعاونیهای قدیم به منظور پیوستن به شبکه های تعاونیهای تازه تاسیس هستند .
تعاونیهای کشاورزی شاهد رشد تقاضا از جانب سوپر مارکتها برای میوه و سبزیجات تازه هستند.  
تعاونیهای قهوه ، درآمدهای بالائی از تجارت منصفانه حاصل می کنند.
تعاونیهای عرضه برق نشان داده اند که مدل تعاونی می تواند در مناطق روستائی ، که بخش خصوصی تمایلی به کار در آنجا ندارد، بسیار موثر باشد.
تعاونیهای لبنی کوچک در مناطق اروپا ی شرقی، آمریکای لاتین و آفریقا خیلی سریع در حال رشد هستند تا به صنایع لبنی خصوصی، شیر خام عرضه کنند .
تعاونیهای فروش در کشورهای اتیوپی ، زامبیا ، و هندوراس بطور قابل ملاحظه ای در حال احیاء شدن هستند .
تعاونیهای ارتباطات در کشورهای لهستان ، آلبانی، آرژانتین و بولیوی ، بسیار قوی و فعال هستند و تعاونیهای مربوط به برق در کشورهای فیلیپین و بنگلادش همین حالت را دارند .
اتحادیه های اعتباری در بسیاری از کشورها، در حال رشد بوده و امکان دسترسی به اعتبار ، سپرده گذاری و خدمات انتقال پول را برای مردم فقیر و کارگران مهاجر فرآهم می آورند.
در کشور بولیوی ، تعاونیها جایگزینهای جدی برای عرضه آب به مصرف کنندگان مناطق روستائی می باشند .
ارائه دهندگان خدمات سلامت و بهداشت نیز دریافته اند که می توانند از طریق تعاونیها خدمات بهتری ارائه دهند ، به عنوان مثال برزیل دارای بزرگترین سیستم تعاونی بهداشت در جهان است .این شبکه دارای 367 تعاونی کوچک محلی است که در بیش از 80% ایالتهای این کشور فعالیت دارند .اعضای این شبکه بزرگ 98000 پزشک می باشند که به بیش از 12 میلیون بیمار خدمات بهداشتی ارائه می کنند.
در کشور آرژانتین 58% برق مصرفی مناطق روستائی توسط تعاونیها عرضه می شوند .البته این تعاونیها در زمینه ارتباطات نیز فعال هستند ، در سال 2001 کارگرانی که از200 واحد تجاری منحل شده باقی مانده بودند ، با هم متحد شده و تعاونیهای کارگری را تشکیل دادند. 
  در ارتباط با رشد تعاونیهای قوی ، اصلاح اولیه قوانین ثبت تعاونیها ،عملکرد آنها و نیز پاسخگوئی آنها به اعضاء و مردم عامه بسیار حائز اهمیت است.
در مورد کشور تانزانیا ، بعنوان مثال در سال 2000جلسه ای در سطح مدیران ارشد این بخش تشکیل گردید تا مسائل و مشکلات این بخش بررسی شود و در ادامه قوانین جدیدی برای تعاونیها وضع گردید .قوانینی که تضمین کننده عملکرد صحیح تعاونیهای اولیه و نیز فرآیند انتخاب مجدد اعضاء هیات مدیره به منظور حذف هیات مدیره ناکارآمد بود. وضع این قوانین باعث رشد تعاونیهای اعتباری و سپرده گذاری و خصوصاً تعاونیهای قهوه گردید.
در مثالی دیگر می توان اصلاحات انجام شده در کشور اتیوپی را بیان نمود ، این اصلاحات از سال 1997 و با حمایت برنامه های توسعه ای آمریکا انجام گرفت و باعث تقویت تعاونیها گردید.
در حال حاضر بیش از 85% از مواد اولیه مناطق روستائی و نیز بیش از 75% صادرات قهوه این کشور توسط تعاونیها انجام میگیرد .
موانع و مشکلات پیشاروی تعاونیها در کشورهای در حال توسعه  
دیدگاههای خوش بینانه در مورد تعاونیها را می بایست با محدودیتها و موانع و مشکلات سر راه آنها در کشورهای در حال توسعه با هم مقایسه کرد .
مطالعاتی که در مورد 450 تعاونی در کشورهای تانزانیا و سریلانکا انجام شده است حکایت از آن دارد که این تعاونیها دسترسی کمی به تامین مالی جهت توسعه فعالیتهای خود دارند. از جمله دیگر محدودیتهای آنها ،کمبود اطلاعات فنی ، عدم دسترسی به تکنولوژی ، آموزش مهارتهای تجاری و مدیریتی ، عدم دسترسی به بازارهای بیرون از منطقه و عدم اطلاعات کافی در مورد فرصتهای تجاری می باشند .
چنین تعاونیهائی ، هنوز هم با مواردی همچون نظارت بیش از حد دولت و نیز مدیریت ضعیف داخلی مواجه هستند که این امر در نهایت به سلب اعتماد از مدیران داخلی منجر میگردد.تعاونیهای کشاورزی نیازمند حمایتها و کمکهائی در زمینه ارتقاء کیفیت محصولات خود جهت صادرات در اقتصاد جهانی می باشند. دیگر اینکه ، ظرفیت تعاونیهای اعتباری می بایست تقویت شوند تا بتوانند امور بانکی را انجام داده و ریسکها را مدیریت کنند.
همکاری و مشارکت ضعیف زنان در تعاونیها از دیگر مسائلی است که بسیاری از تعاونیها با آن مواجه هستند . این مشکل در تعاونیهای کشاورزی در مقایسه با دیگر تعاونیها مثل تعاونیهای اعتباری بیشتر می باشد.
یکی از راه حلهای این مشکل ، ایجاد تعاونیهای زنان می باشد، مثل تعاونی بانک زنان در جنوب سریلانکا. اجرای برنامه های آموزشی ، مثل برنامه آموزش مدیریت تعاونی لبنی زنان در هند ،به مشارکت زنان کمک زیادی می نماید .
در ادامه مشکلات مربوط به مشارکت پائین جوانان و نیاز به ایجاد کار برای آنها را می توان از طریق تاسیس تعاونیهای تخصصی جوانان و نیز راه اندازی دورههای آموزشی برای تعاونیهای فعال برطرف نمود.
در آفریقا مشکلات دیگری از ناحیه بیماری ایدز نیز تعاونیها را تهدید می کند .هزینه هائی که این بیماری بر روی منابع انسانی ، کاهش نیروی کار ماهر و اعضاء تعاونیها دارد ، زیاد بوده و از جمله
مشکلاتی است که بر مشکلات فضای کسب و کار می افزاید.همچنین باید یادآور شد که تعاونیهای اعتباری، با موضوع افزایش ریسکهای وامهای پرداخت نشده روبرو بوده و نیازمند ارائه تضمینهای هستند که در دراز مدت ممکن است هزینه بر باشد.
یکی دیگر از مشکلات ، برطرف کردن نیازهای اعضاء و خانواده های آنهاست که مبتلا به بیماری ایدز هستند و این امر تنها از عهده تعاونیهائی برمی آید که عملکرد مناسبی دارند.
علاوه بر این، تعاونیها یکی از مراکز خوب برای افزایش آگاهی و آموزش افراد از خطرات بیماری ایدز می باشند.
به عنوان مثال اینکه، از شبکه تعاونیهای موجود در هند برای آموزش مسائل بهداشتی استفاده می شود.همینطور در اتیوپی تعداد 400 تعاونی با حدود 5/2 میلیون عضو،به آموزش و توسعه مسائل آموزشی می پردازد، که اینکار را با کمک VOCAو ACDI انجام میدهند.
یکی از فرصتهائی که به واسطه بحرانهای موجود ایجاد شده ، تاسیس تعاونیهای جدیدی است که برای ارائه تمهیداتی برای بخش مسکن ایجاد شده اند مثل تعاونی" Soweto " که از حمایتهای بخش تعاون کشور کانادا برخوردار است .
جنگهای داخلی و نیز اختلافات فرهنگی ، باعث خسارات فراوانی به زیر ساختهای تعاونیها و نیز سرمایه های اجتماعی گردیده است .
اما با این حال شواهدی وجود دارد،مبنی براینکه حتی در زمان درگیریها و اختلافات اجتماعی، تعاونیها می توانند به کار خود ادامه دهند . 
در سریلانکا و نپال ، تعاونیها، تنها سازمانهایی بودند که در درگیریهای داخلی بطور مستقل به کارخود ادامه می دادند .
حتی در مناطق بعد از درگیری ، نقش تعاونیها برای بازسازی اقتصادی و اجتماعی بسیار اهمیت داشته است.در کشور تیمور شرقی ، با کمک موسسه تعاونی ملی آمریکا ، شبکه ای از 20000نفر از کشاورزان تشکیل شد که فرآوری ⅓ از قهوه صادراتی را انجام می داد .
در کشور رواندا ، سیستم اتحادیه اعتباری توسط" شورای جهانی اتحادیه های اعتباری " و بدون توجه به اختلافات قومی ایجاد گردید .که در حال حاضر 149 اتحادیه با نزدیک به 400000عضو در این کشور وجود دارند.
در کشور بوسنی تعاونیهای پنیر ، و در کشور مونت نگرو ، تعاونیهای لبنی ، باعث تشویق پناهندگان به بازگشت به کشورهای خود شده اند .در کشور السالوادور ، تعاونیهای برق باعث تقویت اقتصاد شده و از این رو حتی افرادی که درگذشته درگیر جنگ های داخلی بوده اند نیز می توانند برای خود شغل پیدا کنند.
همین داستان در مورد کشورهای گواتمالا ،لبنان ،آذربایجان ،صربستان و مونت نگرو وجود دارد.
شواهدی نیز وجود دارد که تعاونیها می توانند اختلافات قومی و مذهبی را برطرف سازند . بعنوان مثال تعاونیهای برق در بنگلادش دارای 18 میلیون اعضاء مشترک از گروههای مختلف هستند ، و در هند تعاونیهای لبنی دارای اعضائی از نژادهای مختلف هستند.
مسائل مورد نظر برای سال تعاون سازمان ملل  
سازمان ملل از تعاونیها حمایت میکند . اهمیت تعاونیها در بین سازمانهای مختلف بین المللی رو به افزایش است .با نک جهانی به اهمیت و نقش تعاونیها در تقویت بخش کشاورزی و اقتصاد روستائی پی برده است .در ادامه ،صندوق پول جهانی در بررسی سال 2007 خود نشان داده است که بانکهای تعاونی، بخش مهمی از سیستم های مالی را تشکیل می دهند که قابلیتهای بالقوه ای در موضوعات مربوط به ثبات مالی دارند.  
تعاونیها شاید تنها راه حل موجود برای مقابله با بحرانهای جهانی نباشند اما باید باور داشت که یکی از راه حلهای موثر میباشند.
سال جهانی تعاون میتواند خواست جهانی را برای تقویت تعاونیها، شکل داده و از این طریق دستیابی به اهداف هزاره را آسانتر نماید و همچنین بحرانهای جهانی را کاهش دهد.
دولتها می توانند به عنوان مشارکت در سال جهانی تعاون ، به تقویت بخش تعاون کشور خود بپردازند.
موارد زیر را می توان در سال جهانی تعاون مد نظر قرار داد:
- لازم است تا دوره های آموزشی برگزار شود ، تا مردم از توان بالقوه تعاونیها مطلع شوند و نقش اجتماعی و اقتصادی آنها را بفهمند .همچنین مطالعات مربوط به تعاون در مدارس و دانشگاهها پی گیری شود.
- لازم است تا مقررات مربوط به تعاونیها در هر کشوری با توجه به ماهیت منحصر به فرد آنها تدوین گردد و با مقررات مربوط به سایر بخشهای تجاری همخوانی داشته باشد.
- کشورهای در حال توسعه می بایست در راستای برنامه های کاهش فقر ، برنامه های نیز برای کمک به بخش تعاون تدوین کنند و این برنامه ها باید به گونه ای باشد که استقلال تعاونیها حفظ گردد.
- دولتها می بایست، امکان مشارکت بیماران و کارکنان بخش خدمات بهداشتی را در مدیریت سیستم بهداشتی کشور مورد ارزیابی قرار دهند ،تا از این طریق از مزایای مشارکت جمعی بهره ببرند.
- دولتها باید تلاش کنند تا سیاستهای اجتماعی خود ، همچون مبارزه با سوء تغذیه ،حمایت از خدمات روستائی و تقویت اقتصاد محلی را از طریق تعاونیهای مصرف پی گیری کنند.
- دولتها می بایست نقش تعاونیهای مسکن را در سیاستگذاریهای شهری مد نظر قرار دهند.
- دولتها می بایست از ارائه خدمات شهری توسط تعاونیها حمایت کافی را بعمل آورده و امکان عضویت مصرف کنندگان را در این تعاونیها بررسی نمایند ، خصو صآ در راستیای دستیابی به انرژیهای پایدار.
- در ارتباط با خدمات اجتماعی، دولتها باید توجه لازم را به ارائه مشوق های حمایت از بنگاههای با مالکیت کارگران داشته باشند.
- دولتها باید در راستای حمایت از بنگاههای با مالکیت کارگران ، توجه لازم را به کشاورزان برای فروش محصولاتشان ، داشته باشند.
- بیمه هائی باید ایجاد شوند تا اعضای تعاونیها در زندگی روزمره خود ،کمتر با ریسک روبرو شوند.
- به عنوان بخشی از سال جهانی تعاون ، دولتهائی که در حال بازسازی مناطق جنگ زده خود می باشند ، می توانند از تعاونیها به عنوان گزینه ای برای پر کردن این خلاً استفاده کنند.
- دولتها می توانند ابزارهائی را برای کمک به تعاونیها و بنگاههای اشتراکی از جمله وضع قوانین برای روشن شدن مسائل و شفاف تر شدن تصمیمات،در نظر گرفته و از متفرق شدن آنها جلوگیری کنند.